احمد مجد الاسلام كرمانى

235

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

و دينارى هم از عارض و معروض گرفته نميشد و محاكمه را هم راجع بيك هيئت كرده بود كه از ميان تجار انتخاب شده بودند و بنوبت عوض ميشدند مقرر كرده بوده و بالاخره وضع تجارت را اساسى و امثال وزارتخانه‌هاى اروپا نموده و چشم و گوش مردم را باز كرده بود كه همه فهميدند سواى اوضاع پوسيده و قواعد مندرسه ظالمانه كه تاكنون در ايران جارى بوده است اساسى هم ممكن است مرتب كرد كه باحدى تعدى نشود و حقوق مشروعه كسى پايمال نگردد و البته چنين آدمى وجودش خطرناك است لهذا او را هم گرفتار نموده با نهايت سختى در تحت مراقبت يكدسته سوار كشيك‌خانه به طرف يزد فرستاد و بر اين وزير محترم كه بيشتر ايام عمر خود را در اروپا گذرانيد و هميشه آزادانه زندگانى نموده و شام و نهار و و خواب و ساير اعمال او در تحت يك قاعده خلل‌ناپذيرى اداره ميشد در اين سن شخصيت او را بدست يكدسته سوارهاى خيلى وحشى سپرد كه تمام عادات او را به هم زند حتى در ادرار كردن هم آزادى نداشته و در يزد هم او را به حال خودش وانگذاشتند و گويا اخيرا به خيال اتلاف او افتاده بودند لهذا سعد الدوله از محبس فرار كرده بقونسولخانه انگليس پناهنده شد تا وقتى كه مشروطيت ايران اعلان شد آنوقت بطهران آمد و گويا شرحش را در جلد دوم نوشته‌ايم مجملا علاوه از وزراى دولت يكدسته از علماى ملت هم كه رئيس آنها آقاى آقا سيد عبد الله بود برضد عين الدوله برخاستند و هر روز توليد يك شورش و انقلابى در مملكت ميشدند ، تا منجر شد برفتن آنها به حضرت عبد العظيم و توسف يك ماهه و صدور دستخط انعقاد عدالتخانه و طفره زدن عين الدوله از اين دستخط و بلواى ثانى طهران بعد از آنكه جماعتى از قبيل بنده را گرفتار نموده بكلات و غيره فرستاد و ختم شدن آن بلوى ، مسافرت آقايان بقم بعد از تحصن در مسجد جامع و رفتن مردم بسفارت انگليس و بالاخره صدور فرمان مشروطيت و عزل و تبعيد